این یه وبلاگ شخصیه ، بهتره عبرت بگیرید تا اینکه الگو بگیرید از من :D والّا

Popular Tags:

دوستی کی اخر امد / رفاقت

بهمن ۲۷, ۱۳۹۵ at ۲:۳۱ ق.ظ

 

گفتم یه مطلبی هم در مورد رفاقت بنویسم به بهانه پخش مجدد سریال وضعیت سفید

ما که رفیق درست و حسابی نداریم کلا . خیلیاشون یه مشت انگل هستن که به هیچ دردی نمیخورن ادمایی که فقط موقع نیاز سر و کله شون پیدا میشه و نیاز که رفع شد میرن پشت سرشون رو هم نگاه نمیکنن 😀

یاد یه خاطره از دوران مذخرف مدرسه افتادم یه رفیقی داشتیم اویزون که هر موقه مدرسه تعطیل میشد میگفت بریم خونه تون PS بزنیم و منم میگفتم باشه عیبی نداره حالا من ادم خجالتی بودم که نه توی کارم نبود با اینکه از ادمی خوشم بیاد یا نه خلاصه اقا هر روز یه ساعتی خونه ما پلاس بود یه بارم گفتیم اقا ما بیایم خونه تون PS بزنیم خلاصه رفتیم گفتیم خب حاجی PS رو بیار یه دست بزنیم دیدیم PS بالای کمده و گفت خرابه

اون موقه ها هنوز با این ترفند خرابه آشنا نشده بودیم ولی خب همین مثالی از انگل صفتی دوستان ما بود که هنوزم هستن اطراف ما که هر موقه چیزی خواستن بدونن و لازم داشتن پیام میدن بعد که ما یه چیزی بخوایم به قول معروف seen میکنن و جواب نمیدن

. بعضیاشون هم دوست معمولی هستن که خب به درد میخورن و خدا رو شکر ولی رفیق نمیشن .

چنتا از بچه های دوران مدرسه مون مونده که یه مدت ازشون دور بودیم ولی از اونام نمیشه سنگ صبور و این حرفا در اورد ولی خب رفاقتایی که از ۱۰ سالگی از مدرسه داشتیم هنوز نصفه نیمه به قوت خودش باقی هستش

یه بخش بزرگیش هم تقصیر تلگرامه و ایناس ، مثلا قرار بود مردم رو به هم نزدیک بکنه ولی الان هر کس نشسته خونش فوقش یه گروه دوستان هم زده و چت میکنن و سالی یه بارم همدیگه رو نمیبینن

هر چی زمان میگذره تنهاتر میشیم . اخه تک فرزندی چیه مد شده

خلاصه رفیق یا بچه محل کلمات مقدسی هستن که الان هر جوجه ای با قسم به اینا داره خرابش میکنه

اگر رفیق دارید قدرش رو بدونید

ادم انگل صفت دور خودتون جمع نکنید . تنها بمونید بهتر از اینه که یه مشت انگل اطرافتون باشن

 

یه بار نشد یکی از رفقای ما یه بار بپرسه : خوب از خودت بگو . خودت حالت خوبه ؟ زنده ای مرده ای ؟ نارحتی ؟ خوشحالی

 

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh169/

لایسنس محبوب ایرانی ها

بهمن ۱۷, ۱۳۹۵ at ۱۲:۰۵ ق.ظ

این یه لایسنسه 😀

 

http://www.wtfpl.net/txt/copying/

ترامپ کیست و چه کاری دارد انجام میدهد

بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ at ۴:۰۶ ب.ظ

http://www.rogerogreen.com/wp-content/uploads/2016/06/donald-trump-grow-up.jpg

 

شاید این عکس رو بشناسید ، دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید کشور امریکا ، شاید کسی حتی ۲۰ درصد هم احتمال نمیداد که ترامپ رئیس جمهور امریکا بشه ولی من مطمئن بودم تقریبا ! راستش توی چند ماه پیش از این که داشتم مقالات و دست نوشته های ایرانیان مقیم usa رو میخوندم و همچنین خاطراتشون رو توی دو جا دیدم که گفته بودن امریکایی ها توی سیاست به زن ها اعتماد ندارن، اون موقع هم هیلاری کلینتون و همچنین دونالد ترامپ باقی مونده بودن

دونالد ترامپ طرفدار حزب جمهوری خواه هستش ، حزب جمهوری خواه با ایران رابطه خوبی نداره , این همون سیاست جرج بوش هستش اونم جمهوری خواه بود و دیدید که توی مدت ریاست جمهوریش به ۲ کشور حمله کردن

ولی ترامپ اینطوری نیستش چون ترامپ شاید جمهوری خواه باشه ولی کلا کارش توی بازار و اینا بوده پس شبیه حاجی بازاری های ماست , ترامپ اینطور که معلومه از مهاجرا و پناهجوها خوشش نمیاد

دلالیل که میشه حدس زد یکی نژاد پرست بودنش هست که فکر نکنم همچین چیزی باشه چون بالاخره خود اینا هم مهاجر بودن و زدن سرخ پوست ها رو ترکوندن

اما دلیل اصلی به نظر من هزینه هستش ، پناهجویان با مهاجرا فرق میکنن ، پناهجو باید چند مدت توی کمپ بمونه و نیاز به خورد و خوراک و هزینه های تامین امنیت و مسکن اینا داره حالا شما فرض کنید هر ساله امریکا باید ۱۰۰ هزار پناهجو رو بپذیره ، از اینور هم شما میزان بدهی های امریکا رو حساب کنید

ترامپ یکی از اهدافش همین کم کردن میزان بدهی های امریکا هستش :

خب چیکار میکنه میاد این پناهجوها رو که فقط براشون هزینه دارن رو یا اخراج میکنه و یا کسی رو ازشون قبول نمیکنه

مسئله دوم : مکزیکی ها و لاتین ها و اسپانیش ها هستش ، این افراد مثل مردم افغان در کشور ما میمونن ، حتما شنیدید از کارگرای خودمون که میگن افغانی ها اومدن و دوبرابر کار میکنن و نصف حقوق میگیرن و خلاصه میزان زیادی از بیکاری توی کشور ما مربوط به حضور مهاجران افغان هستش که سطح سواد بالایی هم ندارن

حدود ۴۰ میلیون و بیشتر هیسپانیک توی امریکا زندگی میکنن بعضیاشون مهاجر غیرقانونی بعضیا متولد مکزیک بعضیا متولد امریکا هستن

حتی اگر سطح سواد بالایی داشته باشن خیلیا توی مملکت ما هستن که میگن افغانی نمیخوایم چه بیسواد چه باسواد

حالا توی امریکا هم همینطوره : باز خاطرات و دیده های ایرانیان ساکن در امریکا رو میدیدم همین مطلب رو میگفتن ،‌که مکزیکی ها اومدن و کل کار ها رو توی کشور امریکا گرفتن : ایالت هایی مثل کالیفورنا که شهر لس انجلس توی اون هستش و ایالت تگزاس و نوادا همه پر شده از مهاجر مکزیکی و درواقع میگفتن که اشباع شده و مکزیکی ها دارن میرن توی ایالت های دیگه ساکن بشن

میدونین که این دو تا مسئله اصلی داره : یکی افزایش بیکاری در میان امریکایی ها چون الان همه کار ها رو مکزیکی ها گرفتن البته کارای ساده مثل گارسون و کارگر و …

دوم خروج ارز هستش خیلی از این مکزیکی ها پول رو به کشور خودشون میفرستن که این یعنی خروج ارز از کشور و دولت مجبور میشه ارز بدون پشتوانه چاپ کنه

خب ترامپ چیکار میکنه : میاد یه دیوار بین امریکا و مکزیک میکشه تا مهاجرا نتونن همینطور بیحساب و کتاب بیان سمت امریکا ، هر چند که نمیتونه به اون صورت جلوی اینا رو بگیره چون تونل هایی مخفی در مرز مکزیک امریکا کندن

و برای مهاجرای فعلی اسپانیش و مکزیکی هم یه قانون تصویب میکنه که اگر یه ایالت مهاجر غیرقانونی داشته باشه بودجش قطع بشه

قدم سوم : من هنوز شخصا درک نکردم که چرا ترامپ باید ورودی ایرانی ها رو منع کنه ، شاید سوری ها و سودانی ها و سومالی و لیبی به اون صورت فایده ای برای امریکا نداشته باشن ولی خیلی از ایرانی ها دانشجو و تحصیل کرده هستن و باری برای دولت امریکا ندارن

دلیل این ban همونطور که میدونین اقدامات تروریستی و مسائل افراطی هستش حالا شما فرض کنید کشورایی مثل عربستان سعودی و پاکستان توی این لیست نیستن در حالی که مبدا اصلی همین افراط گرایی این کشورا هستن

 

خب قدم های فعلی ترامپ این ها بوده

 

نظر من چیه ؟

شنیدید میگن مهمون از مهمون بدش میاد صابخونه از جفتشون ؟ ، این احوال ماست . راستش من ترجیح میدم بین ادمای فهمیده باشم تا بین ادمای ساده نگر ، مهم نیست مکزیکی یا کوبایی هندی یا چینی یا هر جایی مهم اینه که درک و شعور داشته باشه بقیش حله

my opinion : i think trump tries to keep us safer is respectable  but his ways is not good , i mean MUSBLIM BAN However the countries are fighting with terrorism . like our country , they dont have any certificate that IRANIAN people did any terrorist action in US , actually Iranian people in other countries are shy and timid

در جستجوی مدارک فنی مورد تایید در خارج کشور

بهمن ۴, ۱۳۹۵ at ۱:۴۹ ق.ظ

سلام

دارم در مورد مدارک فنی که توی کشور های کانادا و استرالیا و نیوزلند مورد تایید هستش میگردم

حیف از دو سالی که توی تهران هدر دادم و دنبال هیچ مدرک فنی نرفتم ، میتونستم تا الان یکی دو تا مدرک گرفته باشم ، تا جایی که میدونم باید ۹۰۰ ساعت اموزش دیده باشی برای این مدارک یعنی
تا جایی که میدونم مدارک کامپیوتر که مورد تایید هستش در خارج مدارک MCSE _ MCST _ MCPD که معلومه با کلمه MC یا مایکروسافت شروع میشن مدارک مربوط به مدیرت شبکه و موارد برنامه نویسی هستن منبع حرفم : هجرت اجباری مربوط به سال ۸۹ هستش الان رو نمیدونم

 

اونطور که میدونم این مدارک در ایران شاید اموزش داده بشه ولی امتحان گواهی نامه ش در خارج برگذار میشه : احتمالا دبی و ترکیه

متاسفانه ایرانی های عزیز هیچ علاقه ای به اشتراک اطلاعاتشون در این زمینه ندارن و وکلای عزیز هم میگن که باید سر کیسه رو شل کنید

اگر اطلاعاتی دارید کامنت کنید تا با هم فکر کنیم و به یه نتیجه ای برسیم

 

نقل قولی از یک کاربر در مهاجرسرا : اخرین روز سال ۲۰۱۲

فنی و حرفه ای کشور استرالیا در ایران انجام میشه به نام ‎TAFE‎ که مجریش مجتمع فنی تهران هست
‎http://international.mft.info/11/Fa/default.aspx

اینم یه نقل قول دیگه در ۲۰۱۳-۰۴ یعنی اپریل ۲۰۱۳

سلام
دوره های مختلف برای تخصص های مختلف در مورد کامپیوتر برگزار می شود که می توانید با ان ‎۹۰۰‎ ساعت را پر کنید.
اما الان نیوزلند و استرالیا هیچ کدام مدرک ‎۹۰۰‎ ساعته را برای کامپیوتر قبول نمی کنند و هر دو مدرک لیسانس و یا فوق دیپلم را قبول می کنند .

این لینک ها شاید مفید باشه :

مجتمع فنی تهران : http://mft.info/international/

 

https://www.mohajersara.org/forum/thread-3973-page-2.html

 

http://www.applyabroad.org/forum/showthread.php?59684-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-!%E2%80%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%82%D8%A8%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%9F%E2%80%8C/

شاید استرالیا

بهمن ۴, ۱۳۹۵ at ۱:۴۱ ق.ظ

سال پیش بود که کم کم از نیوزلند به فکر استرالیا افتادم گفتم شاید شرایطش راحت تر باشه به خاطر همین توی انجمن applyabroad دنبال ویزاهای کارش گشتم

با توجه به اینکه من مدرک تحصیلی بالایی نداشتم ناامید شده بودم که یکی از اعضا بهم پیام خصوصی زد که میتونی با ۸ سال سابقه کار در زمینه کامپیوتر و بدون نیاز به مدرک تحصیلی بالا اقدام کنی برای استرالیا

امروز بعد یه سال گفتم ببینم چی میشه

 

نمیشه که فقط به فکر لاتری امریکا بود , اگه قراره هر سال شانسم رو با لاتاری امریکا امتحان کنم خب بهتره دنبال یه سری مدارک تحصیلی کوتاه مدت مثل مدارک فنی برم و یه چیزی داشته باشم که شاید یه زمانی به دردم بخوره

 

اگر کسی در مورد این نوع ویزای استرالیا اطلاعاتی داشت کامنت بزاره ، فکر میکنم ویزای ‎RPL‎ باشه

تهیه و تنظیم و تکمیل فرم PASA2.0 به عنوان Recognition Prior Learning) RPL) برای آن دسته از متخصصین کامپیوتر و شبکه که مدرک مهندسی مرتبط به کامپیوتر ندارند ولیکن با داشتن سابقه کار ۶ تا ۸ سال در این زمینه می خواهند در خواست ارزیابی به اداره مهندسی کامپیوتر استرالیا ACS (AustralianComputer Society) l ارائه نمایند.
RPL نشانگر سابقه کاری شما در حد قوی و قابل اثبات است که بتواند کمبود تحصیلات آکادمیک (دانشگاهی) شما را در زمینه کامپیوتر و فن آوری اطلاعات جبران نماید. این مجموعه از ۲ عدد گزارش کاری و گواهی اشتغال که در آن شرح وظایف شما ذکر گردیده باشد، رزومه حرفه ای و غیره تشکیل می شود. درRPL باید از مواردی که فراگرفته اید صحبت نمایید نه از کارهایی که انجام داده اید.

با تشکر

حسرت چه چیزی رو میخورم

دی ۱۸, ۱۳۹۵ at ۲:۳۱ ق.ظ

حسرت ۵ – ۶ سال از عمرم که الکی تلف شد . وقتی همینطوری بدون هیچ برنامه ای رفتم نشستم سر کلاس تجربی و این شد رشته من در حالی که یک درصد به پزشکی علاقه ای نداشتم .

من به هنر و کامپیوتر علاقه داشتم ولی کسی راهنمایی نکرد , اون موقه تنبل ها رو میفرستادن کار و دانش و فنی حرفه ای ، کاش منم میرفتم امروز لااقل یه مدرک داشتم

حسرت اینکه در اون ۵ سال پشت سیستم چیز به درد بخوری یاد نگرفتم ، البته به جز سئو . میتونستم زبان یاد بگیرم ، میتونستم برنامه نویسی یاد بگیرم .

حسرت نرفتن به دانشگاه ، موقعی که جوونتر بودم و حوصله داشتم دانشگاه نرفتم ، کلا درس و دانشگاه رو قبول نداشتم از نظر روش تحصیل ولی حالا میبینم اینام یه زمانی لازم میشه

حسرت این دو سه سالی که توی تهران بودم و نرفتم دنبال مدارک فنی مربوط به کامپیوتر که خیلی راحت میتونستم همه ش رو بگیرم و خیلی جلو بیافتم

چس حسرتی برای نریختن بیمه ام ، وقتی تونستم معافیت بگیرم از همون روز باید بیمه میریختم برای خودم الان به جای یک سال بیمه ۴ سال بیمه و سابقه کاری داشتم

درس نخوندن و نداشتن سابقه کار زیاد باعث شده که الان توی این مملکت گیر بیافتم ، یه مشت عقده ای چسکی ( بلا نسبت دانشجویان ) که رفتن خارج به ریش ما بخندن .

حالا دیگه انگیزه زیادی برای ادامه ندارم ، ادامه همه چیز ، مثل اینکه باید مهر ” تکراری ” و ” مثل همیشگی ” روی پرونده زندگی ما بخوره و بره توی بایگانی

شاید بگید ۹۹ درصد تقصیر خودته ، شاید ولی زمان انتخاب رشته خونواده و مشاور تحصیلی میتونستن کمکم کنن که هیچ کمکی بهم نکردن

روزای زمستون چه زود میگذره

NO COUNTRY FOR OLD MEN

غربت این مرد

دی ۳, ۱۳۹۵ at ۵:۰۶ ب.ظ

http://s4.picofile.com/file/8175265326/nexb4uxluxks786ylray.jpg

چقدر این مرد غریبه بین امتش

دو ساله که توی راه پیمایی اربعین به این فکر میکنم که اگر این سی میلیون نفر ظهور رو از خدا بخوان چرا باید ظهور به تاخیر بیافته

یکی حرف قشنگی زد : گفت خیلیا مثل تو فکر میکردن خدا بهشون نشون داد این ۳۰ میلیون نفر شاید اخرین چیزی که از خدا بخوان ظهور هستش خیلیا یادشون میره اصلا .

یک عده حرام زاده میشینن در رد این اقا مطلب مینویسن یه شیعه نمیاد باهاشون بحث کنه .

همه سرشون تو کار خودشون

بگی ظهور میترسن که ای بابا اول از همه کاسه کوزه ما رو بهم میریزه

قدیم بودن مردمانی که عصر جمعه شمشیر به دست و روی اسب اماده بودن که صدای امام زمانشون رو بشنون و برن به کمکش ولی الان چی

اصلا یادمون نیست که همچین اقایی هستش

 

ملت نمک نشناسی داریم

سهم

آذر ۳۰, ۱۳۹۵ at ۸:۵۲ ب.ظ

سهم یکی شد زندگی شاد و هر چی که میخواست

سهم ما یه اواتار توی یه پروفایل پرایویت که چشم میدوزیم بهش تا ببینیم کی میخواد اپدیت بشه .

 

تجربه ناموفق و پشیمان کننده خرید اینترنتی از سایت yello.ir

آذر ۱۱, ۱۳۹۵ at ۱۱:۰۶ ب.ظ

تجربه ناموفق و پشیمان کننده خرید اینترنتی از سایت yello.ir

فروشگاه yello.ir

سلام

 

خرید اینترنتی عموما برای این هستش که همه کار ها سریع پیش بره و به قول معروف انرژی زیادی مصرف نشه وقت ملت تلف نشه و از این مزخرفات که در ایران گفته میشه

 

خلاصه اینکه یکشنبه ساعت ۱۰ صبح بود که گفتم یه مودم ایرانسل بخرم و با اینکه مرکزش نزدیک بود گفتم از اینترنت سفارش بدم ، سه چهار روز قبلش هم زنگ زدم و چنتا سوال پرسیدم و خلاصه سفارش رو ثبت کردم

دیدم ساعت ۱ شب خبری نشد زنگ زدم ۶۰۰ که چی شده گفتن امروز نمیرسه که هیچ فردا هم تعطیل هستش ولی فردا زنگ زدن از ۶۰۰ که اقا سه شنبه صبح منتظر مودم باش …

اقا شد پس فردا یعنی سه شنبه از صبح نشستم خونه و بیرون نرفتم که کی میارن خلاصه پست چی ساعت ۶ صبح وقتی ناامید شده بودم سیم کارت و مودم رو اورد و سند و مدرک سیم کارتم درست کرد و گفت که باز چهارشنبه تعطیل هستش و ۵شنبه عصر سیم کارتت فعال میشه

خلاصه الان ساعت ۱۱ پنج شنبه هستش و از فعال شدن سیمکارت خبری نیستش و فردام جمعه و بقیه ماجرا

که احتمالا ما باید بلند شیم بریم یکی از این مراکز ایرانسل برای فعال سازی سیمکارت

روز نوشت سفر ۵م پیاده روی اربعین

آبان ۲۳, ۱۳۹۵ at ۳:۰۲ ق.ظ

خاطرات پیش از سفر
امسال اربعین برام یه فرقی با اربعین های دیگه میکرد چون حساب و کتابم به هم ریخته بود پول حلال و حرامم به قاطی شده بود نمیدونستم چن نفر راضین چند نفر ناراضی

چقدر حق الناس باید بدیم خلاصه اوضاع قمر در عقرب بود

که این وسط یه مسئله قضایی به این جریان اضافه شد ، اصل مشکل منم همین شد که گفتم الان به خاطر ۴ تومن تازه اونم گناه نکرده بزنن ممنوع الخروجمون کنن

ممملکته دیگه

مهم نیست من از ۲۰ روز پیش ویزام رو گرفتم و چند روز قبل بلیطم رو هم گرفته بودم

بالاخره ساعت ۴.۵ ظهر راه افتادیم شلمچه تا ببینیم چی میشه

روز اول ساعت ۳ صبح

اندیمشک

 

خب صبحش رسیدیم شلمچه و سریع رفتم مرز ،  زیاد استرس نداشتم چون شب قبلش از ۱۰۰ نفر پرسیده بودم که انکان ممنوع الخروجی هستش یا نه که گفته بودن نه مشکلی نیست

خلاصه خیلی ساده رد شدیم و رفتیم اصلا هم وقتی‌نگرفت

اونور هم یه ون سوار شدیم بهرسمت نجف . من وقتی ون رو دیدم گفتم این توان راه رفتن نداره ولی دیگه سوار شده بودیم

خلاصه بعد چند کیلومتر راه رفتن نزدیکی های سماوه خراب شد . حدود ۶۰ کیلومتری سماوه،  چاره ای نبود با یکی از همکاراش صحبت کرد راننده تا مارو بکسل کنه تا سماوه ولی خیلی طول میکشید نزدیکی های سماوه ما پیاده شدیم و گفتیم یکی رو پیدا کن که ما ر ببره نجف و راننده رفت و بعد یه ساعت یکی رو آورد ؛

سوار شدیم و ادامه تا نزدیکی های نجف که من پیشنهاد دادم بریم کوفه ؛ و راننده رفت سمت کوفه ؛ توی کوفه رفتیم سمت مسجد جامع که چون امانات نبود برای ساک های بقیه مسافر ها من ازشون جدا شدم و ساک رو یه جا گذاشتم و رفتم داخل مسجد و گرفتم خوابیدم

صبح که شد رفتم جلوی مسجد سهله و از اونجا رفتم نجف ؛ با خودم حساب کردم دیدم بهتره یه روز نجف ببمونم، رفتم صحن حضرت زهرا که تازه ساختنش ، برای خودش شهری هستش ۵ طبقه و خیلی بزرگ ، خلاصه فردا صبح که شد سریع گفتم وسایل رو جمع کنم و برم اما ایندفعه گفتم از مسیر دیگه ای برم که خیلی اشتباه شد و نزدیک یکی دو ساعت وقتم الکی تلف شد و خسته تر شدن

افتادیم تو راه و اومدیم، تو راه هر ۱ کیلومتر یه وای فای رایگان هستش ولی خب باراین حجم جمعیت تقریبا غیر ممکنه وصل شدن بهش ، راه رو ادامه دادیم تا اینکه شب رسید و رفتم یه موکب برای خوابیدن یه مسئله اینجا پیش اومد که گفتم بهتره بگم

من یه جا پیدا کردم توی موکب ولی زیر انداز و پتو نداشتم یه پیرمرد اصفهونی بود به سه تا بچه که بودن گفت که شما یه زیرانداز اضافه دارید بدید به این پسر یعنی من ، از اونطرف یه مرد جوون که فهمیدم ترکه برای پیرمرد یه سری مثالات چرت و پرت زد که هر کس چنتا پتو داره و تقسیم بر ردایکال ایکس و فاکتوریل تعداد افراد  اینطوری و فلان و بیسار که تو هم پتو  زیاد داری و خلاصه …

حرف اصلی اینه که شنیده بودم آخرالزمان همه چی برعکس میشه و جای پیرمرد و بچه عوض میشه اینم یکیش

فرداش پا شدیم و رفتیم دنبال کارمون و تونستم چند بار از این ایستگاه های وای فای وصل بشم به اینترنت و مکالمه تصویری هم انجام بدم که خوب بود . عصر همون روز که داشتم میرفتم حس کردم گرمای هوا داره خیلی زیاد میشه و من یه حالاتی توی معدم احساس میکنم گفتم باز دوباره مسموم شدم و باز توی دردسر می افتم به همین خاطر رفتم به یکی از این ایستگاه های هلال اهمر که توی هر عمود گذاشته بودن و داروهای اولیه رو داشت که یه سری دارو گرفتم ازش و هی هم داشتم اب میخوردم که مشکلی پیش نیاد که خدا رو شکر رفع شد

خلاصه من که میخواستم ۴ روزه برسم عراق سه روزه رسیدم کربلا و وقت خوبی هم رسیدم ، شهر مثل همیشه شلوغ بود و به سختی میشد توش راه رفت مخصوصا که مسیر رو یه جوری تعیین کردن که احتما باید از سمت حرم عباس داخل بشید و اونجا خیابون های تنگ به هم میخورن خلاصه رفتم تو یکی از کوچه پس کوچه ها تا بتونم موکب خالی پیدا کنم یه جا پیدا کردم و نشستیم من دیدم که کسی نیستش فهمیدم چادر مال هیئت خودشونه بلند شدم و راه افتادم دیدم یه نونوایی سیار هستش گفتم یه نونی بگیرم که دیدم یه عرب که جلوی چادر ایستاده بود بهم گفت جا داری ؟ گفتم نه گفت پس دنبالم بیا ! رفتیم انتهای چادر گفت اینجا بخواب منم یه جا ردیف کردم و نشستم تا اینکه شب بشه شب شد و من دیدم این بغلی های ما ۴ تا عرب ایرانی هستن ، هی داشتن فک میزدن و زر مفت منم خیلی خسته بودم خوابم نمیبرد چند بار بهشون تذکر دادم تا اینکه خفه شدن ،

عراقی ها یه عادت خیلی بد دارن اونم اینکه همه جا سیگار میکشن ، فضای باز یا بسته براشون فرق نمیکنه کلا سیگار میکشن ، از بچه ۱۶ ساله تا پیرمرد ۹۹ ساله سیگار میکشن

منم درست ته چادر بودم و توی ایرانم سرما خورده بودم و توی عراقم تو اون وضعیت داشت بدتر میشد اینام هی سیگار و چون ته چادر بودم همه بو ها میومد سمت من

بالاخره با هر جون کندنی بود شب رو روز کردیم و رفتیم بیرون دنبال غذا و اب که انصافا همه چی فراهم بود اونم به تعداد زیاد .

خلاصه رفتم دور و بر حرم گفتم که برم توی حرم اگر خدا بخواد ، بریم حرم امام حسین و حضرت عباس داخلش . اقا رفتیم جلوی حرم ها دیدم خیلی شلوغه گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم که بتونیم موبایل رو هم داخل ببریم چارتا عکس بندازیم . خلاصه یه ترفندی زدیم و موبایلم بردیم و کیف و حال داخل هر دو حرم شدیم و زیارت هم کردیم

 

خلاصه بعدش برگشتم هتل 😀 همون چادر دیدم سه تا عرب ایرانی که کنار من بودن وسایل منو یه طوری گذاشتن روی هم گوشه چادر که جا برای خوابیدن نبود . خلاصه به هر شرایطی بود گرفتیم خوابیدیم اونجا که اونم نشد از بس سرمای شدیدی خورده بودم به کنار این —– ها هم هی سیگار چس دود میکردن و صحبت میکردن تا نصف شب که نشد بخوابم

صبح اذان صبح و نماز رو که خوندیم راه افتادم برگشتم ایران

پیاده رفتیم تا بیرون کربلا سوار یه ماشین بشیم که برای چذابه ماشین گیر نیومد چون میخواستم از اونجا برگردم گفتم خلوت تره برای مهران گرفتیم و اومدیم و مهرانم خلوت بود و خوب رسیدیم مهران

اونجا من همسفر بازگشت اربعین پارسالم رو دیدم و باهم برگشتیم تهران 😀