قمریها

شهریور ۱۶, ۱۳۹۵ at ۱۰:۱۳ ب.ظ


۲۱ اگوست بودش که یکی از کبوتر هایی که روی لوله هود خونه کرده بودن جایی بهتر از داخل گلدون ریحونای من رو برای تخم گذاری پیدا نکرد و زد ریحونا و کاکتوس و حسن یوسف من رو شکست

براش خونه درست کردم ولی داخل خونه ش نرفت

اوایل میترسید و با نزدیک شدن بهش قرار میکرد ولی جدیدا عادت کرده و زیاد تکون نمیخوره

و امروز۶ سپتامبر جوجه ها به دنیا اومد

و اما قضیه تموم نشد

بعد از ۵ روز یه روز دیدم که بچه تنهاست و ننش پیشش نیست . تا شب صبر کردم نیومد . تکونش ندادم رفتم براش یه خورده برنج پخته ریختم و رفتم سر کار و برگشتم دیدم که نه مثل اینکه ننه بچه رو گذاشته و رفته

حالا من موندم و یه بچه سر راهی که نمیدونستم چی میخوره ، واکسناش رو زده یا نه ، پوشکش رو عوض کرده یا نه 

کاری نمیشد کرد ، حالا شب میزارمش تو یه جا کفشی و صبحا میزارمش جای سابقش تا که از کار برگردم

خب ما هر روز با سرنگ آب میدادم بهش و نون خشک و بربری و سنگگ و خب شبا میزاشتمش تو جاکفشی و صبح میزاشتمش کنار گلدون بیرون پنجره 

یه روز صبح بیدار شدم و دیدم که یه قمری دیگه به اینکه توی گلدونه نزدیک میشه و تا منو دید در رفت نفهمیدم ننه ش بود یا یکی دیگه ولی خب گذشت تا یه روز که بیدار شدم دیدم تو جاکفشی نیست یکم اینجاها رو گشتم دیدم کنار پنجره س فهمیدم پرواز یاد گرفته . اون روز اخر روز که برگشتم دیدم از یه گلدون جابجا شده گلدون دیگه و شب نیاوردمش جاکفشی

صبح هم که بلند شدم دیدم پرواز کرد و رفت
بدون خداحافظی