پول برای من

فروردین ۲۳, ۱۳۹۴ at ۶:۰۰ ب.ظ

http://cf.ltkcdn.net/charity/images/std/126331-425x274-Future-Money.jpg

 

 

امروز میخوام یه مطلب در مورد نقش پول در زندگی خودم بنویسم ، ولی خب نمیدونم از کجا شروع کنم ، شاید بخوام از اولین باری که پول برای من نقش پیدا کرد بگم

ما خونواده متوسط و روبه بالایی بودیم و مشکلی مالی نداشتیم و از هر چیزی در حد مطلوبش بهره داشتیم ولی پول دراوردن تنها برای خودم مهم بود یعنی اینکه خودم پول در بیارم و خرج کنم ، البته به کمک های مالی پدرجان و پول تو جیبیهاش نه نمیگفتم

یادمه یه زمانی روز مادر بود و ما میخواستیم برای اولین بار یه چیزی برای ننه بخریم ولی خب پول نداشتیم که بچه بودیما البته شاید ۹ سالم بود ولی بالاخره از خود مادر پول گرفتیم که براش یه چیزی بخریم ( نمیدونم این خاطرات به نظر بد بعد از ۱۵ سال هنوز پاک نمیشه ( حالا اگه یه خاطره خوب بود کلهم ۳ساعت و ۷ دقیقه در ذهنت باقی میموند) )

و یا یادمه یه زمانی رفتیم کلوب برای یه بازی من ته جیبم یه ۵۰تک تومنی هم نداشتم

اینا مثالات کوچیکی بود ولی خب یه زمانی جدی تر شد یعنی از ۱۷ سالگی فکر کنم زمانی که فکر میکردیم از اینترنت میشه پول در اورد و خب درواقع از مسیر درس منحرف میشدیم ، بچه درسخونی بودم ولی هیچ وقت به درس برای ابزاری به عنوان کسب درامد نگاه نکردم ، من همیشه میخواستم کارگردان بشم و این فقط برای کارای هنری بود و درامد نبود

البته کسی هم نبود ما رو بزاره تابستونا سر یه حرفه مثل سیم کشی – نجاری و از این کارا که یه چیزی یاد بگیریم و به همین خاطر فنی بار نیومدیم زیاد

این پول دراوردن کل زندگی منو به خودش مشغول کرد تا اینکه کلا درس و گذاشتم کنار البته سینما رو داشتم دنبال میکردم ولی نه به صورت اکادمیک بلکه توی انجمن سینمای جوان و کارای اماتور شخصی

تا اینکه سال ۹۳ رسید البته من در سال ۹۲ هم به یه درامد کوچیک رسیده بودم و تونسته بودم چیزایی برای خودم دست و پا کنم ولی ارزشی نداشت زیاد

در سال ۹۳ وقتی از خونه زدیم بیرون و رفتیم دنبال سرنوشت خودمون دیگه سعی کردم رو پای خودم وایستم به خونه گفتم برام پول نفرستن و شروع کردم به کار کردن ، اما همونطور که گفتم حرفه خاصی بلد نبودیم و شاید این خودش کمک کرد که مثلا نرم دنبال کارگری و یا بنایی و گچ بری ، به همین خاطر یه مدت کتاب فروشی کردم روزی تقریبا ۱۰ ساعت کار با حقوق ۶۰۰ هزار تومان 😀 که البته روزمزد بود و همیشه کمتر حساب میشد تا اینکه ۴ ماه توی اون کار بودم و بعد زدم بیرون با پولی که جمع کرده بودم یه لب تاپ خریدم و برگشتم دنبال کار خودم تو اینترنت و با تجربه و مهارت که به دست اوردم به درامد خوبی رسیدم

 

حالا تا اینجا مقدمه بود ،‌الان میریم سر اصل مطلب

 

اصل مطلب الان پولی هستش که دست منه : الان خدا رو شکر ماهی ۲ درمیارم ولی خب نمیتونم با پولم باید چیکار کنم منظورم سرمایه گذاری نیستش ، منظور من هدف نداشتن برای زندگی هستش من الان یک ساله بدون هدف خاصی دارم زندگی میکنم یعنی هیچ نقشه خاصی برای اینده ندارم و همینطور پول روی هم تلنبار میشه

نه از پولی که در میارم لذت میبرم و نه هیچ کار دیگه

صحبت من با جوونای هم سن و سال خودم اینه که قبل اینکه به سن من برسید در ۱۵ سالگی و اون موقع هدفتون رو انتخاب کنید اینکه واقعا قراره چیکاره بشید

به حرف هیچ مشاور کسخلی گوش نکنید بلکه خودتون تحقیق کنید