این یه وبلاگ شخصیه ، بهتره عبرت بگیرید تا اینکه الگو بگیرید از من :D والّا

شب بیداری و تفکر

مرداد ۳۱, ۱۳۹۴ at ۳:۳۲ ق.ظ

ساعت ۳٫۱۰ دقیقه هستش

طبق یه عادت یک سال و چندماهه بدون دلیل بیدار هستم و الکی دارم کارهای اینترنتیم رو انجام میدم

از کلاس زبانم عقب موندم ولی این کامپیوتر رو با کمال میل دارم انجام میدم ، صدا جا رو کشیدن رفتگرهای مهربون محله میاد ، اینجا محله خونوار نشین نیستش و همش پره از وزارت خونه و اداره ، به خاطر همین ویوی اتاق من زیاد جالب نیست …

نمیتونم بگم زندگی میتونست بهتر یا بدتر از این باشه ، فکر میکنم ۸۰ درصد زندگی الان من دست خودم بوده

photo_2015-08-22_03-31-20

فکر میکنم بیلبو بگینز هستم با نسلی از دو طرف توک ها و بگینز ها که از یک طرف خونه گرم و نرم و اجاق دل انگیزم رو میخوام و از سمت دیگه ی ماجراجویی غیر منتظره

وقتی به جهانی بیرون نگاه میکنم میبینم گاندالف راست میگه : جهان اون بیرونه نه توی کتاب ها

ولی بیرون اومدن از لاک خیلی سخته

شاید یه زمانی وقتش برسه مثل بیلبوی پیر این حلقه قدرتو از دستم در بیارم و برم دوباره کوه هارو ببینم ، بیلبو بودن خیلی سخته شاید اون دلبستگی هاش زیادتر از من بوده و شایدم کمتر اما اون رفت ، دوباره هم رفت و برگشت

50c160a88a8d5_Ancalagon_BilboDropsRing_thumb

احساس پیری

تیر ۲۱, ۱۳۹۴ at ۱۰:۳۷ ب.ظ

 

http://corecanvas.s3.amazonaws.com/theonering-0188db0e/media/original/50c8dba1a59aa_Ancalagon_Bilbo_Frodo.jpg

بعضی وقتا احساس پیری میکنم ، نمیدونم چرا شاید به خاطر کار باشه شاید به خاطر اینکه درست و حسابی تفریح نکردیم و فشار های روانی و کامپیوتر و ..

به قول بیلبو بگینز مثل یه کَره هستم که روی یه نون صبحونه کشیده شده

به یه تعطیلات خیلی طولانی احتیاج دارم ، دوست دارم دوباره کوه ها رو ببینم