<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آرزوها &#8211; وبلاگ شخصی و دست نوشته ها و روزنوشته های javadth</title>
	<atom:link href="https://javadth.ir/thoughts/wishes/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://javadth.ir</link>
	<description>وبلاگ شخصی و دست نوشته ها و روزنوشته های javadth , شامل خطبه ها و عکس ها و همه تفکراتی که قابل نوشتن اند و یک سری چیز های دیگه</description>
	<lastBuildDate>Tue, 26 Aug 2025 11:36:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.2</generator>

<image>
	<url>https://javadth.ir/wp-content/uploads/2016/02/Instagram-64x64.png</url>
	<title>آرزوها &#8211; وبلاگ شخصی و دست نوشته ها و روزنوشته های javadth</title>
	<link>https://javadth.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>چرا مهاجرت نکردم هنوز!</title>
		<link>https://javadth.ir/thoughts/wishes/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2.html</link>
					<comments>https://javadth.ir/thoughts/wishes/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2.html#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[javadth]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Aug 2025 20:32:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرزوها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://javadth.ir/?p=1132</guid>

					<description><![CDATA[آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ آگوست 26, 2025یکی از رفقا کامنت گذاشته لود رفتی یا هنوز هستی؟! گفتم یه مطلبی بنویسم که چرا نرفتم و هنوز هستم فکر مهاجرت همیشه توی سرم بود! یادمه ۱۱ ۱۲&#160; سالم بود به دروغ به رفقام میگفتم من آمریکا رفتم ۵ ۶ سالگی بابام یه پسرعمه داره که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ آگوست 26, 2025</p>
<p class="wp-block-paragraph">یکی از رفقا کامنت گذاشته لود رفتی یا هنوز هستی؟! گفتم یه مطلبی بنویسم که چرا نرفتم و هنوز هستم</p>



<p class="wp-block-paragraph">فکر مهاجرت همیشه توی سرم بود! یادمه ۱۱ ۱۲&nbsp; سالم بود به دروغ به رفقام میگفتم من آمریکا رفتم ۵ ۶ سالگی </p>



<p class="wp-block-paragraph">بابام یه پسرعمه داره که خودش و خانواده‌ش آمریکا بودن و همیشه وقتی میدیدمش و فرصتی دست میداد ازش درمورد آمریکا سوال میپرسیدم</p>



<p class="wp-block-paragraph">بچه هاش و بچه‌های خواهرش هم آمریکا بودن، یادمه میگفت که باجناقش یه زمین چند هکتاری توی آمریکا داره و مزرعه داره و &#8230;</p>



<p class="wp-block-paragraph">یادمه هیچوقت به مهاجرت تحصیلی نمیتونستم فکر کنم یعنی تلاش واقعی نمیکردم!</p>



<p class="wp-block-paragraph">درس تجربی که خونده بودم توی دانشگاه نتونستم ادامه بدم یعنی دانشگاه نرفتم ! تجربی رو هم دوس نداشتم از اول دنبال سینما و نویسندگی و کارگردانی بودم </p>



<p class="wp-block-paragraph">بخاطر همین رفتم دنبال انجمن سینمای جوان</p>



<p class="wp-block-paragraph"> ( <strong><mark style="background-color:rgba(0, 0, 0, 0);color:#cf2e2e" class="has-inline-color has-vivid-red-color">نکته اینکه ما یه خونواده متوسط هستیم ، بنیه مالی قوی نداشتیم که بخوایم با پول کارمون رو راه بندازیم</mark></strong> )</p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong><mark style="background-color:rgba(0, 0, 0, 0);color:#cf2e2e" class="has-inline-color has-vivid-red-color">وقتی خونواده متوسطی یعنی نه اونقدر فقیری که از آرزوهات دست بکشی و نه اونقدر پولدار که به آرزوهات برسی</mark></strong></p>



<p class="wp-block-paragraph">خلاصه بعد ۲ سال مدرک سینمای رو گرفتم و تاکید پدرم این بود که این مدرک معتبر باشه یعنی جهانی چون بعضی کشورا اگر این مدرک رو قبول داشته باشن میتونی بری اون کشور یه دوره کوتاه مدت فیلم سازی یا همچین چیزی برداری و بعدش یطوری دستت رو بند کنی اونجا</p>



<p class="wp-block-paragraph">سال ۹۳ که اومدم تهران تا یه مدت پیج اینستاگرام خرید و فروش میکردم یادمه یکی از مشتریام یه پیج میخواست برای بند موسیقیش جوون بود ولی یه طبقه از یکی از پاساژهای قوی توی لاله زار رو اداره میکرد که مربوط به صنعت برق بودش، خلاصه اون پیج قبلی بندش رو که دیدم که توی پیج شخصیش بود دیدم توی آمریکا هم رفت و آمد داره ، اینستاگرام تازه اومده بود فک کنم!</p>



<p class="wp-block-paragraph">یادمه سال‌های ۹۵ ۹۶ بود نشسته بودم وبلاگ های بلاگفا رو میخوندم این وبلاگ ها خاطرات مهاجرت کسایی بودش که&nbsp; سال‌های ۸۸ و ۸۹ از کشور رفته بودند </p>



<p class="wp-block-paragraph">یادمه یکیشون خاطرات یه نوجوان بود رفته بود کانادا ، خیلی خوشحال میشدم وقتی میدیدم که موفق شدن و تونستن خودشون رو برسونن اونور</p>



<p class="wp-block-paragraph">ولی یکی از وبلاگها عجیب بود یه جوون که نوشته بود از چندباری که رفته برای مصاحبه و افسر پرونده که یه سیاه‌پوست بوده اینو رد میکرده ، همیشه تو فکر این بودم که اون بنده خدا تونسته بره بره یا نه!</p>



<p class="wp-block-paragraph">یه شبی از این شب‌هام شدید حالم گرفته بود که هر طور شده باید منم برم و دارم توی این مملکت خفه میشم</p>



<p class="wp-block-paragraph">یادمه دنبال راه‌های مهاجرت از سرمایه‌گذاری بودم که یکیش فک کنم ویزای e2 و e5 بودش اون موقع دلار حدود ۴۲۰۰ بود و ویزای سرمایه‌گذاری آمریکا نزدیک ۲۰۰ هزار دلار یعنی با خودم فکر میکردم اگر بتونم ۸۰۰ میلیون جمع کنم میتونم برم، یادش بخیر چه روزایی که وقتی پولی گیرم میومد ضرب و تقسیم میکردم که چقدر دیگه لازم دارم تا ۸۰۰ میلیون رو جور کنم</p>



<p class="wp-block-paragraph">اون‌سال ها هر بار لاتاری شرکت میکردم و هر سال با جمله YOU HAVE NOT BEEN SELECTED روبرو میشدم!</p>



<p class="wp-block-paragraph">تا اینکه ترامپ اومد و کلا بیخیال شدم از مهاجرت</p>



<p class="wp-block-paragraph">این وسط شرکت‌های حروم‌زاده ایرانی هم زده بودن تو کار کلاهبرداری از طریق ویزای eb3 ، این ویزای کارگری آمریکاست که به ایرانیا نمیدن ، شرکتای ایرانی میومدن میگفتن ما براتون میگیریم مثلا میگفتن کل پروسه ۲۰۰هزار دلار میشه شما ۵۰۰ دلار بدید براتون استارت بزنیم این صرف هزینه های پرونده و &#8230; میشه کل پروسه هم ۴ ۵ سال طول می‌کشه</p>



<p class="wp-block-paragraph">یارو هم میگفت ۵۰۰ دلار چیزی نیست کخ حالا من میگم ۵۰۰ ولی دیدم تا ۴۰۰۰ دلارم از ملت تیغ میزدن ، نهایت ملت میخوردن به تراول بن و &#8230; و پرنده به جایی نمیرسید بعد ملتم یادشون رفته بود که موقع امضای قرارداد شرکت جایی تو بندا نوشته که آره مسولیتیدر قبال محدودیت‌های این مدلی نداره!</p>



<p class="wp-block-paragraph">گذشت و سال ۴۰۳ رسید آخرین سال بایدن همینطوری که توی اینترنت میخوندم هر روز مناظره بین ترامپ و بایدن سر موضوع پناهجویان بود و من با خودم فکر میکردم که یه ایرونی هم ممکنه از این طریق بره ولی هیچ موقع جدی روش فکر نمیکردم</p>



<p class="wp-block-paragraph">تا اینکه یه روز توی خبرها دیدم ۲۳ تا قزوینی از ونزوئلا رفتن و پیاده و زمینی با اتوبوس و قطار خودشون رو رسوندن آمریکا نشستن لب مرز منتظر مرزبانی آمریکا</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعد چند روز هم دیدم یه کاربری به اسم فیموس حاجی هی کلیپ میزاره توی اینستاگرام که میخوام از برزیل گیم بزنم به آمریکا</p>



<p class="wp-block-paragraph">گیم زدن چیه ؟ Game همون بازیه که پناهنده‌ها و اینایی که حرفه ای مرز رد میکنن به مهاجرت این مدلی میگن GAME چون هر کشوری که بگیرتت پست میده کشور قبلی یا شهر قبلی و عین گیم میسوزی و میای عقب</p>



<p class="wp-block-paragraph">خیلیا تخصصی گیم میزنن مسیر رو یاد بگیرن مسیر رو بفروشن یا بقیه رو پولی راهنمایی کنن مثلا توی جنگل‌های یونان و ایتالیا و &#8230;</p>



<p class="wp-block-paragraph">یه اصطلاح دیگه هم داریم : <strong>خودانداز یا خویش انداز</strong> ، یعنی کسی که تنهایی و بدون قاچاقبر گیم میزنه و فقط از راهنمایی کسایی که قبلا رفتن استفاده میکنه</p>



<p class="wp-block-paragraph">رفتم توی یوتیوب کلیپای فیموس حاجی رو ببینم دیدم زیرش یکی دو تا گروه تلگرام معرفی کردن رفتم عضو شدم دیدم اره مردم دارن گیم میزنن از برزیل</p>



<p class="wp-block-paragraph">اونوقتا پروازهای ونزوئلا بسته شد بود، از شانس من هم پاسپورتم سفارت برزیل بود برای ویزای برزیل و البته فستيوال تومارولند </p>



<p class="wp-block-paragraph">منم تصمیم گرفتم اگر ویزام در بید بپیچم برم سمت آمریکا ، اما هیچوقت ویزام در نیومد، سفارت برزیل که فله ای ویزا میداد گرا دستش اومده بود که جریان چیه و بخاطر همین ویزاها رو یکی در میون رد میکرد منم ویزام جزو ردیا بود</p>



<p class="wp-block-paragraph">خلاصه که الان که دارم این مطلب رو می‌نویسم هنوزم ایرانم</p>



<p class="wp-block-paragraph">چه میشه کرد</p>



<p class="wp-block-paragraph"><br /><br /><br />ای عاشقان ای عاشقان زنجیر پای خود منم<br />تن خسته ام همچون شرر شوق فنای خود منم<br />راه گریز از این قفس بر من نمی بندد کسی<br />بر پای تاول دیده ام بند وفای خود منم<br />آئینه چشمان او صد رنگ بازی میکند<br />گر من سیه روزم بدان رنگ بلای خود منم<br />چشم امید از یاری یاران جانی بسته ام<br />در خلوتی بی مدعا دست بدعای خود منم<br />در بی نیازی های من همت اگر نازد روا<br />در خلوت بی خویشتن درد آشنای خود منم</p>



<p class="wp-block-paragraph">ترانه ای از هما میرافشار</p>



<p class="wp-block-paragraph"></p>


]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://javadth.ir/thoughts/wishes/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2.html/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سفر</title>
		<link>https://javadth.ir/thoughts/%d8%b3%d9%81%d8%b1.html</link>
					<comments>https://javadth.ir/thoughts/%d8%b3%d9%81%d8%b1.html#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[javadth]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Jul 2016 19:49:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرزوها]]></category>
		<category><![CDATA[افکار]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[تبریز]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[فاضل نظری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://javadth.ir/?p=480</guid>

					<description><![CDATA[آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ جولای 22, 2016 من برخلاف بقیه که بعضی وقتا سر دو راهی گیر میکنن . همیشه سر دوراهی گیر کردم بین رفتن به یه جای دیگه یا موندن تو تهران تهران آدم رو ضعیف میکنه . موهام شروع کرده به ریختن اعصابم هم زیاد آروم نیست . همش شلوغیه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ جولای 22, 2016</p>
<p>من برخلاف بقیه که بعضی وقتا سر دو راهی گیر میکنن . همیشه سر دوراهی گیر کردم<br />
بین رفتن به یه جای دیگه یا موندن تو تهران</p>
<p><strong>تهران</strong> آدم رو ضعیف میکنه . موهام شروع کرده به ریختن اعصابم هم زیاد آروم نیست . همش شلوغیه . همش دوده .</p>
<p>اطراف تهران هم آشنایی خاصی ندارم مثلا دماوند یا بومهن .</p>
<p><strong>آذربایجان</strong> با این که برای من خاطرات تلخ رو یادآوری میکنه ولی وطن من هستش ، طبیعت من هستش اونجا میتونم به ارزوهایی که دارم برسم ، مثلا خرید یه باغ و چوپانی و باغ داری و یا ارامش یا هزینه کمتر</p>
<p>تو تبریز میشه با پولی که الان دارم یه خونه تو جای خلوت و شیک گرفت که ساکت باشه<br />
تو تبریز به خونواده نزدیکتر هستم ؛ هزینه های زندگی تو تبریز کمتر هستش .</p>
<p>ولی همین الان که داشتم توی <strong>دیوار </strong>در مورد خونه توی تبریز میگشتم احساس زیاد خوبی نداشتم . </p>
<p>تهران با پولی که دارم میتونم همین جایی که هستم خونه خوب بگیرم یعنی نزدیک بازار و میدان <strong>منیریه ؛ </strong>از بعضی استرس ها دور هستم و یه حس دلبستگی ناشناخته ای به تهران پیدا کردم</p>
<p>تو تهران یه کار دیگه هم پیدا کردم که درآمد خوبی داره و همین کار هم منو گیر انداخته . چون نیازی به پولش ندارم ولی مسوولیت قبول کردم و باید بمونم</p>
<p>شاید موندم تهران و یکی دو سال دیگه پول خرید خونه تو تبریز رو جور کردم و رفتم تو تبریز و یه باغ هم خریدم &#8230; انشاءالله<br />
<strong>شعر سرگردانی</strong></p>
<p>زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم<br />
به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ولی از خویشتن جز گردی به دامانی نمی بینم<br />
چه بر ما رفته است ای عمر ؟ ای یاقوت بی قیمت !<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم<br />
زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم<br />
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم</p>
<p><strong>فاضل نظری</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://javadth.ir/thoughts/%d8%b3%d9%81%d8%b1.html/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انتخاب اصلی</title>
		<link>https://javadth.ir/thoughts/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c.html</link>
					<comments>https://javadth.ir/thoughts/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c.html#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[javadth]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Apr 2016 10:32:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرزوها]]></category>
		<category><![CDATA[افکار]]></category>
		<category><![CDATA[ارزو]]></category>
		<category><![CDATA[ارزوهای بزرگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://javadth.ir/?p=433</guid>

					<description><![CDATA[آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ آوریل 26, 2016 یه روز وقتش میرسه که انتخاب کنی ، نمیدونم توی ایران اینطوره یا توی همه کشور ها چون من فقط ایران و عراق رفتم وقتش میرسه که باید انتخاب کنی که دوباره به دنیا بیای ولی دنیای واقعی هر چی ارزو و خیال و نقشه برای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ آوریل 26, 2016</p>
<p><a href="https://javadth.ir/wp-content/uploads/2016/04/Crash-and-Eddie-ice-age-crash-and-eddie-20910815-672-352.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-437" src="https://javadth.ir/wp-content/uploads/2016/04/Crash-and-Eddie-ice-age-crash-and-eddie-20910815-672-352.jpg" alt="Crash-and-Eddie-ice-age-crash-and-eddie-20910815-672-352" width="672" height="352" srcset="https://javadth.ir/wp-content/uploads/2016/04/Crash-and-Eddie-ice-age-crash-and-eddie-20910815-672-352.jpg 672w, https://javadth.ir/wp-content/uploads/2016/04/Crash-and-Eddie-ice-age-crash-and-eddie-20910815-672-352-300x157.jpg 300w" sizes="(max-width: 672px) 100vw, 672px" /></a></p>
<p>یه روز وقتش میرسه که انتخاب کنی ، نمیدونم توی ایران اینطوره یا توی همه کشور ها چون من فقط ایران و عراق رفتم</p>
<p>وقتش میرسه که باید انتخاب کنی که دوباره به دنیا بیای ولی دنیای واقعی هر چی ارزو و خیال و نقشه برای ایندت داری ول کنی ، بقیه بهت دلداری میدن که حالا وقت زیاده انگار اونا میدونن تو چقدر زنده هستی ، بعضیام بی رحمتر هستن میگن دنیای واقعی همینه بیدار شو پسر  به سمت نور نرو برگرد بیدار شو</p>
<p>این توی طبقه متوسط و فقیر شایع هستش ، ادمایی مثل ما که باید روی پای خودمون وایستیم و هر چقدر هم تلاش کنیم و بترکونیم شاید پول خریدن یه خونه رو جور کنیم فقط البته اینا همش توی تهران هستش</p>
<p>شاید اگه توی یه شهر کوچیک بودم میتونستم هم یه خونه و هم یه باغ بخرم ، پس اشتباه منم هستش که به جای اینکه توی تهران بمونم نمیرم مثلا دماوند یا ورامین و یا هر شهر دیگه ای که ارزونتر از تهران هستش</p>
<p>یا تبریز چون برای کار من فقط یه سیستم و اینترنت پر سرعت لازمه ، اما بعضی انرژی و نیرو ها هستش که ادم رو از همه جا میرونه شاید فقط از اذربایجان وطنم</p>
<p>شایدم من خیلی منفی نگر هستم ( البته همه میگن که هستی ) چون میشه مثلا سال دیگه پول جمع کنم و یه باغ بخرم من هنوز اول راهم هرچند که دیر شروع کردم</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>😀 جالب شد خودم رو قانع کردم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://javadth.ir/thoughts/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c.html/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نصیحت کردن در بین ایرانی ها</title>
		<link>https://javadth.ir/thoughts/%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%ad%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7.html</link>
					<comments>https://javadth.ir/thoughts/%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%ad%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7.html#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[javadth]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Aug 2015 20:39:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرزوها]]></category>
		<category><![CDATA[افکار]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحت]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحت کردن در بین ایرانی ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://javadth.ir/?p=307</guid>

					<description><![CDATA[آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ آگوست 9, 2015 نصیحت کردن در بین ایرانی ها &#160; یه مسئله ای که توی زندگی من زیاد تاثیر گذاشته ، نصیحت هستش و اونم گوش نکردن نصیحته من توصیه میکنم که همیشه به نصیحت ها گوش کنید ، اکثر ادما همیشه چیزی برای یاددادن به شما دارن گوش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ آگوست 9, 2015</p>
<p><strong>نصیحت کردن در بین ایرانی ها</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>یه مسئله ای که توی زندگی من زیاد تاثیر گذاشته ، نصیحت هستش و اونم گوش نکردن نصیحته</p>
<p>من توصیه میکنم که همیشه به نصیحت ها گوش کنید ، اکثر ادما همیشه چیزی برای یاددادن به شما دارن گوش کنید و در موردش فکر کنید شاید کل زندگی شما رو تغییر داد</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اما مسئله اصلی این هستش که بعضی از ملت ما همیشه منتظر هستن تا شما اشتباه کنید بعد شروع میکنن به نصیحت کردن , اقا من گفتم اقا نباید اینکارو میکردی</p>
<p>دیدی بهت گفتم</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اقایون عزیز این حرفو قبل از اشتباه ما بگید ، نه بعد از اون</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://javadth.ir/thoughts/%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%ad%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7.html/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جنگلبان و یا مستند ساز</title>
		<link>https://javadth.ir/thoughts/%d8%ac%d9%86%da%af%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%b2.html</link>
					<comments>https://javadth.ir/thoughts/%d8%ac%d9%86%da%af%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%b2.html#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[javadth]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 May 2015 22:16:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرزوها]]></category>
		<category><![CDATA[افکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://javadth.ir/?p=279</guid>

					<description><![CDATA[آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ می 30, 2015 یکی از ارزوهام این بود که جنگل بان بشم و یا مستندساز طبیعت وقتی مستند های bbc و هیومن پلانت و &#8230; رو میبینم که توی جنگل و دریا و کوه و دره هستن و همینطور پشت صحنه شون رو هم میبینم دلم میخواد یکی از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ می 30, 2015</p>
<p>یکی از ارزوهام این بود که جنگل بان بشم و یا مستندساز طبیعت</p>
<p>وقتی مستند های bbc و هیومن پلانت و &#8230; رو میبینم که توی جنگل و دریا و کوه و دره هستن و همینطور پشت صحنه شون رو هم میبینم دلم میخواد یکی از اونا باشم</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حیف شد هیچ پخی نشدیم</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>یک سال هم گذشت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://javadth.ir/thoughts/%d8%ac%d9%86%da%af%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%b2.html/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
