این یه وبلاگ شخصیه ، بهتره عبرت بگیرید تا اینکه الگو بگیرید از من :D والّا

پولیتیک – دیالوگ ها ۱

مرداد ۱۵, ۱۳۹۶ at ۲:۳۰ ق.ظ

یه سری دیالوگ به ذهنم رسیده گفتم بنویسم تا یادم نرفته

لایسنس : بدون اجازه کتبی من شما نمیتوانید بیش از ۱۵۰ حرف از هر پست را انتشار دهید و در صورت انتشار همین ۱۵۰ کاراکتر نیز باید به این مطلب لینک دهید با تشکر

 

بهروز پسر محمد بهمنش به بهمنش : من نمیتونم قبول کنم ! چرا باید یه عده پیروپاتال بشینن اینجا و در مورد بازار نظر بدن ؟ چرا بازار باید رو انگشت اینا بچرخه ؟ مگه اینا چی دارن یه مشت ترسو که توی سوراخ موش قایم شدن

بهمنش : فک میکنی اینا از شیکم مادرشون هفتاد ساله به دنیا اومدن ؟ اشکال کار اینجاس که تویی که هنوز نمیتونی دماغت رو بالا بکشی داری در مورد کسایی حرف میزنی که ۶۰ سال شبیه پیاده روهای کف بازار شدن ! فکر میکنی کسی میتونه قدم از قدم برداره و اینا نبینن ؟

فکر میکنی اینا پولشون رو از اب دریا گرفتن ؟ صدها نفر کشته شدن خون صدها نفر ریخته شده ، اینا با هزاران نفر درگیر شدن تا تونستن برسن به این اتاق ! به پشت این میز ! اینا بوی همه چیو حس میکنن ! بوی پول ! بوی جنگ ! بوی سیاست ! بوی توطئه ! و بهتر از همه بوی خیانت .

اگر ذره ای بخوای بهشون نزدیک بشی یا بخوای قدرتشون رو ازشون بگیری مطمئن باش میتونن زنده زنده گوشتت رو با دندوناشون بکنن

 


بازپرس : ببین من نمیتونم به زور متوصل بشم چون قاضی بفهمه منو آویزون میکنه .

ولی اگر حرف نزنی میتونم تا موقع خوب شدن زخمات همینجا نگه ت دارم .

 


یک شاهد که میتونه سرنخی به جرم های یکی از افراد مافیای سفید باشه کشته میشه و هیچ پلیسی توی اداره دلش نمیخواد سمت این پرونده بره به جز یک نفر

( بالای سر جسد شاهد ایستادن و باهم بحث میکنن ) :

_ زیاد پیگیر این مسائل نشو ! اینم یه اتفاق ساده س چیزی نشده که این بابا داشته میرفته یهو از شانس بدش پاش گیر میکنه به جایی و با کله میخوره توی جدول و بعدش هم …

_ حداقل ۲ نفر شاهد داریم که همین اتفاق رو تایید میکنن

B : هر چی میخوای بگو ولی من ادمیم که برای ظالم شاخ و شونه میکشم ، من خفه خون نمیگیرم پی کار رو میگیرم

A : هر جور راحتی ، من زیاد نصیحتت نمیکنم ، فکر نکن که تو فقط سوپر منی ، شاید منم یه زمانی خیلی وقت پیش جای تو بودم و یکی دیگه داشت این حرفا رو به من میزد

ولی من ترجیح میدم وقتی راه میرم پام به جایی گیر نکنه و با کله توی جدول نرم و ( صحنه را ترک میکند )

دوربین به سمت پایین میرود : جسدی که با ۵ گلوله کالیبر بزرگ از پشت هدف قرار گرفته است !

 

 


به خودت نگاه کن سرکار ! برای چی اینجا هستی ؟ چون فکر میکنی خیلی شجاعی ؟ نه ابلهانس اگه همچین فکری میکنی

۹۸ درصد ما اینجاییم چون ما یه مشت ترسوی بزدلیم که میخوایم پشت قانون قایم بشیم

جرئت واقعی دست اونایی هستش که برای ۲۵ گرم موارد جونشون رو کف دستشون گرفتن و توی خیابونا راه میرن ، نه ما

————

چطور میشه به کسی که به خونوادش اهمیت نمیده اعتماد کرد .

 


یکی از رئیسای مافیا خطاب به معاونش : اخه احمق ، احمق ، احمق تو که نمیتونی به زیردستت حالی کنی که چه کاری خوبه و چه کاری رو نباید انجام بده چطور میخوای یه تشکیلات رو بچرخونی ؟

ایده داستان پولیتیک

مرداد ۷, ۱۳۹۶ at ۹:۲۶ ب.ظ

یه ایده تو ذهنمه بیشتر فیلم نامه هستش تا رمان

در مورد سریال درام اکشن برای یه ماجرای سیاسی از ترور رئیس جمهور گرفته تا انتخابات رئیس جمهوری و مسائل سیاسی

فک نکنم بشه توی ایران اجراش کرد ولی خب مشکلی نداره من اینو مینویسم

( لایسنسش طبق معمول فقط برای خودم محفوظ هستش و هیچ گونه ایده و خط داستانی و پاراگراف و شخصیت های خلق شده بدون اجازه من قابل استفاده نخواهند بود _ تاریخ امروز ۷ مرداد ۹۶ )

 

خب یه سری شخصیت توی ذهنم هستش

۱ – محمودپاشا : محمودپاشا یک چریک بازنشسته هستش که در چچن جنگیده و حالا توی ایران هستش برای یه سری کار

۲ – حمید : یک ایرانی تحت تعلیم محمود پاشا : چیز زیادی ازش معلوم نیست

۳ – ماریا : بعدا به تیم حمید اضافه میشه ، اصالت کردی داره و پدرش عضوی از کومله بوده که طی نبردهای داخلی کشته شده ( البته به گفته خودش و ممکنه توسط نیروهای نظامی ایران کشته شده باشه )

http://namakstan.net/wp-content/uploads/2015/08/dariush-salimi-3-namakstan.ir-1.jpg

۴ – ناصر امین زاده یزدی ۴۹ ساله : کسی که نمایشگاه ماشین داره ، این آدم خونواده معمولی داره و هیچ کسی تا هفت نسلش و ۴۰ تا خونه اینور و اونورش پولدار نیستن ، اون توی دوران نوجوانی با یکی از وزرا توی باشگاه کشتی هم تیمی بوده و خودش رو بالا کشیده با فکر و توانایی خودش ، ادمی که به سادگی میتونه با همه ارتباط برقرار کنه

۲۵ تا نمایشگاه ماشین توی تهران و مشهد و کیش و اهواز و ارومیه داره ، همه بچه های وزرا و نماینده ها و هر آدم مهمی توی این مملکت اگر بخواد ماشین یا موتور بخره فقط به این آدم مراجعه میکنه

به خاطر روابطی که ایجاد کرده رانت های قوی داره و میتونه مجوز کارخونه بگیره یا لغو کنه و حتی توی مذاکرات برای واردات ماشین با شرکت های بزرگ دنیا هم نقش داره ( البته غیر مستقیم )

۲ تا پسر داده که نمایشگاه هاش رو مدیرت میکنن  یکی تحصیل کرده مدیرت کسب و کار از پاریس – دومی دیپلم

۵ سعید ملکی ملقب به سرآشپز ۵۶ ساله: این ادم رستوران داره رستوران های زنجیره ای نیکان با ۳۰۰ تا شعبه به اسم دخترش ، از یه دکه سیب زمینی تنوری توی ارومیه شروع کرده ، بعد از موفقیت نسبی توی یه خیابون که اکثرا آدمای سیاسی نشین بودن خونه خریده و از اون طریق تونسته تهیه غذای اکثر وزارت خونه و شرکت ها رو برعهده بگیره

رستوران تجریش رو خودش اداره میکنه و اکثر سیاسیون میرن اونجا ، به همین خاطر ادمای کوچیک سیاسی هم میرن اونجا تا دیده بشن ، هنرمندا و ورزش کارا ، و به همین خاطر ملکی توی همه بین همه ادمای مهم آشنا داره

همچین ادمی میتونه نتیجه یه انتخابات رو حتی تغییر بده

۵ تا بچه داره – ۳ تا پسر و دو تا دختر  : همه ایرانن و رستوران دار

http://media.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/09/13/635217135308736867.jpg

۶ – محمود ملک :۴۵ ساله و مجرد محمود ملکت ملقب به نهنگ کسی که یک سرمایه بسیار عظیم رو توی بازار بورس و بازار سکه و ارز میگردونه ، اونم نه به صورت خورد بلکه با صرافی های بزرگ کار میکنه فقط و کاری به افراد عادی نداره ، کسی نمیدونه این پول چطوری به دستش اومده ، شاید این فقط پولشویی باشه و شاید پول تمیز باشه

محمود ملک نابغه ریاضی سال ۸۱ که چنتا مدرک معتبر بانک داری و بازرگانی و مدیرت صنعتی داره ، هیچ سرمایه ای نداشته و شروع کرده با معاملات پایین با پولی که سند خونه شون رو گذاشته و به دست اورده و باهاش درامد کسب کرده و پورسانتش رو گرفته و حالا همه ازش میترسن

چون هیچ مدرکی ازش نیست و هیچ موقع هم ایران نیست و یک دفتر معاملات ملکی در سنگاپور باز کرده و الان تابعیت سنگاپور رو هم گرفته

ناصر امین زاده پسردایی باجناق محمود ملک هستش

 

http://photokade.com/wp-content/uploads/asadolahyekta-photokade-0.jpg

۷ – احمد شاه ۶۷ سال : احمد شاه رو کسی دقیق نمیشناسه ، کسی نمیدونه اصالتش کجاییه از کجا میاد و ایل و تبارش کی هستن ! یک قهوه خونه ساده داره و تموم ، اما این اصل نیست : احمدشاه پول و ماشین و خونه و رستوران نداره اما چیزی که داره احترامه و ارتباطه ، ارتباط قوی میتونه تورو از بانک مرکزی هم معتبرتر کنه میتونی بدون یه برگ اسکناس میلیاردی معامله کنی ! اگر با وزیر و سفیر و نماینده ها ارتباط داشته باشی همه میان پیش تو ! همه ازت مشورت میگیرن چون سابقه همه دست تو هستش

اگه دنبال وکیل خوب میشناسی احمدشاه میسناسه ، حتی اگه دنبال یه قصاب خوب میگردی بازم احمدشاه میشناسه

۸ -حسن تیموری : وکیل اصلی عباسعلی فرهنگ یکی از نامزدهای ریاست جمهوری و رئیس حزب کار برای توسعه

وکیل بازنشسته که الان مشاور حقوقی و وکیل فرهنگ هست

http://24onlinenews.ir/app/uploads/2016/08/1-195.jpg

۹ – محمد بهمنش : درجه دار قدیمی سپاه یکی از هتل داران اصلی ایران دارای ۹۵ هتل در اکثر مناطق ایران و ۴۵ هتل در مالزی – تایلند – چین – ترکیه – دوبی – گرجستان – کسی که اکثر افراد کله گنده وقتی میرن مسافرت حتما به هتل های این شخص میرن

برادرزن وزیر اقتصاد

 

۱۰ – برادران نصیری ( محمود – فرهاد – بهزاد ) : جایگاه دار قدیمی ایران – اولین پمپ های بنزین ایران مال این خونواده بوده کسی که اولین بار سریع توی جاده های دورافتاده ایران جایگاه زدن ، اونقدری جایگاه زدن که قیمت سوخت توسط این خونواده کنترل میشه

وزیر نفت پسرخاله این برادراست