زیرنویس Wrongfully Accused (1998) مناسب AMZN.WEB

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ ژوئن 22, 2026زیرنویس Wrongfully Accused (1998) مناسب AMZN.WEB خب من یکی از طرفدارای لزلی نیلسون هستم واقعا بازیگر طنز قوی هستش ، امروز نشستم فیلم Wrongfully Accused (1998)  که یه هجویه برای فیلم فراری رابرت ردفورد هستش ببینم دیدم زیرنویس هم هماهنگ نیستش و هم ترجمه ش فاجعه س […]

در باب پیدایش ارگنا

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ ژانویه 30, 2026در اینجا در باب پیدایش ارگنا خواهیم نوشت در آغاز تاریکی بود و نیستی، فقط آن‌دو و هزاران سال سکوت که ادامه داشت، حجم لایتناهی ان دو پس از میلیاردها سال به حرکت درآمد و از آمیزش این دو که بس قدرتی بودند عظیم هر چه بود […]

داستان شیکاگو

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ جولای 21, 2025قدیم یه ایده تو ذهنم بود به اسم داستان شیکاگو دو تا خلافکار ایرانی و یه خلافکار عرب سنی که توی شیکاگو بزرگ میشن داستانشون رو از بچگی روایت میکردمش میخواستم اول شخص و سوم شخص بنويسم بهروز و یوسف داستان در سال‌های ۱۹۸۰ میگذشت بهروز ایرانی […]

ارگنا تکه‌های داستان بهار ۴۰۴

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ می 13, 2025خب این بخش از داستان هنوز در زمان توی مینار یعنی روستای محل زندگی آیرن و آرنا میگذره صبح زود زمستانی بود برف نازکی روی علف‌های سبز را گرفته بود و هوا ابری و در انتظار بارش مجدد. از دودکش‌های خانه‌های روستا دود بیرون میامد و خبر […]

ارگنا تکه های داستان #۳

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ سپتامبر 8, 2024کالیدرا سرزمین شرق رودخانه سفید به نام کالیدرا شناخته میشود کال : شرق و ایدرا یعنی سرزمین هاوین بوی دود رو شنید از سمت چپ تپه سر خورد و به سمت جنوب رفت و بعد شرق و نفس نفس زنان تپه را بالاتر رفت مرغ کوچکی روی […]

ماجرای کانادا

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ نوامبر 4, 2020ماجرای کانادا   سلام عکس از gemmaschiebefineart.wordpress.com 1 : خیلی با خودم کلنجار رفتم که این مطلب رو بنویسم یا نه ، بهش به عنوان یک ماجرای شخصی نگاه میکنم ، ولی ثبتش میکنم ببینم چی میشه 2 : در مورد اینکه به عنوان اول شخص روایت […]

آرگنا – تکه های داستان #2 اسفند ۴۰۱

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ سپتامبر 5, 2026به پادگانی در کناره ساحل غربی رودخانه رسیدند، ساعات غروب بود و افتاب غروب کرده و ماه پیدا شده بود و باد سردی از رودخانه به سمت غرب می‌وزید گروه افسار اسب ها را کشیدند و در فاصله ای از پادگان ایستادند ، پادگاه به نظر متروک […]

آرگنا – تکه های داستان

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ آگوست 18, 2023این بخش از نوشته ها به صورت تکه تکه هستند و هنوز به همدیگر وصل نشده اند ولی در خط اصلی داستان هستند   چند دقیقه از طلوع افتاب گذشته بود اردوی سربازان بر روی تپه مشرف به شرق بی سروصدا و سوت و کور بود دو […]

ایده یک داستان اخر الزمانی

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ مارس 5, 2023بنام خدا ایده یه داستان آخرالزمانی توی ذهنم هستش ، البته هسته داستان جدید نیست ولی میخواستم به سبک خودم شخصی سازیش کنم ایده در مورد دنیای آخرالزمانی هستش جایی که شهرها و کارخانه ها نابود شدن ، منابع انرژی تقریبا نابود شده دنیا بعد از جنگ […]

آرگنا 5

آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ دسامبر 14, 2019آرگنا 5 در مسیر توم و جیرن صبح زود افراد با صدای خروس سمجی که روی دیوار رفته و قصد ساکت شدن هم نداشت بیدار شدند ، بالاخره بچه ای در حیاط مهمان خانه سنگی به سمت خروس پرت کرد و خروس بساط خودش را جمع کرد […]